از سر بیکاری
یازدهم شهریور 1374/ساعت نوزده و پونزده دقیقه روز شنبه /شهرکرد/بیمارستان هاجر/ ای جان به دنیا اومدم. واقعا این روز و به مامان و بابام تیریک میگم که خدا یه فرشته ای همچون من بهشون داد شوخیدم شونزده سال پیش همچین روزی دختر خالم به خاطر به دنیا اومدن من داشت از گشنگی میمرد اکشال نداره بذار بمیره اصل اینجاس که من میخواستم به دنیا بیام باید خدارو شکر میکرد که خدا بهش همچین دختر خاله ی باحالی داد ای جان!!!!!!امروز تولدمه!!!!!!!!!!! تـــــــــولد تــــــــــــــــــولد تـــــــولدم مبارک اینم کیک تولدم!!!البته من دلم میخواست این پایینی کیک تولدم باشه ولی مامانم گفت زشته بزرگ شدی دیگه اینا خوگشل تر نبودن؟من اینارو میخوام ماماااااااااااان خوب حالا واسه ی اینکه ببینید شونزده سال پیش چه وضعیتی داشتم عکس شونزده سال پیشمو واستون میذارم. نکته:این عکسو با گوشی خودم اندختم و کیفیتش صفر که نه زیر صفره نکته:این عکسو از البومم گرفتم و چون مامیم نسبت به آلبومم حساسه نشد که عکسو از آلبوم دربیارم. نکته:این عکسو وقتی خودم میبینم تا دو ساعت بهش میخندم آخه یکی از مسخره ترین عکسامه امیدوارم که خوشتون بیاد .خوب دیگه ببینید.. باهاش حال کنین این عکسو واسه این گذاشتم که به مشکی بودنم شک نکنین هنوزم همین شکلیم دیگه فک کنم فهمیدین قیافمو!همین قیافه رو بزرگش کنین ببینید چی میشه چه قیافه ی باحالی میشه راستی راستی این شعر اینجا خعلی جا داره!!!!!!! فائزه ی ناز و کوچک/لپات مثل بادکنک /تولدت مبارک/پارسال بودی 1ساله امسال شدی 16ساله /چندتا بهارو دیدی؟چندتا بهارو دیدی؟...... / آها یه چیزی یادم رفت باید اون بالا و اولش مینوشتم یادم رفت حالا مینویسم. ورود بدون کادو ممنوع خوب دیگه بسه کادو ها رو بدین برین به زندگیتون برسین منم برم به زندگیم برسم شوخیدم تا هروقت که خواستین اینجا بمونیدفقط کادوهاتونو بدید واقعا از همه ی کسانی که این روز مبارک رو بهم تبریک گفتن.دارن میگن.بعدامیگن تشکر میکنم نظرتون درمورده کوچیکیام یادتون نره اگه نظر ندید فردا روز قیامت سر پل صراط جلوتونو میگیرم گفته باشم خب دیگه بیاین با هم یه عکس یادگاری بگیریم!!!!!!!!!!!!! آماده اید ؟یک/دو/..... چیک چیک ....... همتون شبیه ....(زشته دور از جون من و شما) خوب دیگه خودتون از خودتون پذیرایی کنید من برم به تولد واقعیم برسم بسه دیگه تولد مجازیم. خوب حالا که آخرشه یه دونه شعرم بگیم!!!!!! تولد .../تولد.../تولدم مبارک.../بیا شمعارو فوت کن تا صد سال که نه صدهزار سال(چیه یه خورده اشتهام زیاده)زنده باشی /تولد ...تولد...تولدم مبارک...... واز همین الان تولد الماس جونم که 21شهریوره وتولد الی جون که22شهریوره میتبریکم خعلی دلم میخواست باشم ولی حیف که نیستم دوس داشتم باشم واسشون تولد بگیرم ولی حالا که نیستم الان واسشون تولد میگیرم ..... ودر آـخرم 26شهریورو به دادا علی میتبریکم.حالا این وسط جاش نبود ولی دیگه چیکار کنیم کاریه که از دستمون برمیاد اون یکی ینی اون کیک صورتیه هم مال الماس جونم که مارو دق داد و هنوز اسمه اصلیشو بهمون نگفته هست تولد هجده سالگیشونو بهشون میتبریکم . اون کیک دو طبقه هم مال الی جونه چون خعلی فیلم نیگا میکنه گفتم خدایی نکرده موقع فیلم نیگا کردن فشارش میفته دوطبقه واسش کیک گذاشتم که فشارش نیفته ودر آخر... تــــــــــــــــــــــولد تــــــــــــــــــــــولد تولد سه تاشون مبارک خوب دیگه برم زیاد چرت و پرت پروندم.مغزم هنگیده .ببخشید اگه هیچی از این تولده نفهمیدین همه چی قاطی پاتی بود وآخره آخرش تولدم مبارک ................................................................. تولد باحالی بود به من که خعلی خوش گذشت حتما به شمام خوش گذشته درپناه حق باشید.................................................................................. ................یاعلی.................... دیدید اینقد شلوغ کردید یادم رفت پ.ن هارو بنویسم پ.ن:به مامانم میگم اکشال نداره عکس کوچیکیامو بذارم تو وبم میگه برو عکس بچه ی خودتو پ.ن:از بابای خوبم خعلی ممنونم که زحمت کشیدن این عکسارو واسم گذاشتن تو وبم من بلد نیستم و در آخر ممنون بابت کادوهای مجازیتون راضی به این همه زحمت نبودیم ایشا...تو شادی های مجازیتون جبران کنم ببخشید دیگه بایه تولد چهارتا تولد گرفتم باتوجه به همون جمله ای که میگه با یه تیر دونشون بزنید ما یه خورده پیشرفته تریم با یکی چهارتا میزنیم خوب دیگه زحمتو کم کم.کم کنید شوخیدم اینم بگم نگی نگفتی؟من این تولده و شعراشو و بعضی از متناشو از این ور و اون ور کش رفتم.نگی نگفتی یه خورده سلیقه ام نداریم واسه تولدمم از جاهای دیگه کش میریم دیگه کاریه که از دستمون برمیاد . ودیگه راست راستی ....................... درپناه حق باشید............................................................................ ....................یاعلی............................................ تشکر نوشت:واقعا از بابا و مامان عزیزم تشکر میکنم که تو این شونزده سال اخلاق زشته منو تحمل کردن که اگه من به جای اونا بودم هیچ موقع خودمو تحمل نمیکردم.






















شوخیدم
تولد بیست و یه سالگیشونو بهشون میتبریکم.

بذار میگم مامان حالا تو این موقعیت چه جوری عکس بچمو بذارم میخوای از اون عروسکم ( به قول خودم خرچولکم ) عکس بندازم بگم کوچیکیامه؟









