از سر بیکاری

دیدید تا نزدیک مدرسه ها میشه هی به درو دیوارمینویسن "بوی ماه مهر می آید بوی مدرسه"سبز

میبینم اول مهر که میشه چه بوی گندی میاد نگو که بوی مدرسه ست.نیشخند

از شوخی گذشته خیلی خوشم میاد از ماه مهر .جالبه واسم .کلا تو این ماه بعداز سه ماه یکنواخت زندگی کردن آدم یه تغییری تو زندگیش به وجود میاد.

خعلی خوشحالم که مدرسه ها باز میشن هرروز تا ساعت 4-3بعدازظهر تو مدرسه ام و خوش میگذرونم .دلم واسه ی مدرسه و هم کلاسی هام تنگ شده .قلب

دلم واسه ی

مدیرمون که عین سگ ازش میترسیدیم ونیشخند

معاونا ی مدرسه که از دستمون خسته شدن واز خود راضی

زنگ دین و زندگی که از "لذا "گفتنای معلممون از خنده میترکیدم چشمک

زنگ زیستمون که همش اون اخر کلاس میحرفیدم و هرروزم منفی میگرفتم وگریه

زنگ عربی که زنگ خواب و خنده بود و همشو یا خواب بودم یا میخندیدم وخواب

زنگ زبان که انگاری زنگ چیستان شده بودا و چیستانای مزخرف معلم که هرروز طرح میکرد تا مثلا حال و هوامون عوض بشه و هیشکدوممون فکر که نمیکردیم روش هیچ هی مسخره بازی در می اوردیم با این چیستاناوابروهیپنوتیزم

زنگ ریاضی که باید سیخ بشینی سرکلاس و نفسم نکشی و ترس از امتحاناش و معلمای ریاضی (خداییش خیلی ترسناکن معلمای ریاضی من که از همه ی اونایی که رشتشون ریاضیه میترسم) ویول

زنگ ادبیات و زبان فارسی که زنگ پارازیت انداختن و خندیدن بود وخنده

زنگ شیمی که انگاری زنگ بازی بود و با بچه ها کلی بازی میکردیم و معلمم نمیفهمید وشیطان

زنگ فیزیک که همش به حرکات معلمممون میخندیدیم و به "مو تو سط "اش گفتناش میخندیدیم وخنده

زنگای آمادگی  که زنگ حرص دادن معلم بود و خنده های ما (خداییش عذاب وجدان گرفتم آخه بدبخت حامله بود بچش سالم به دنیا اومده باشه خوبه)ونگران

زنگ ورزش زنگ مردم آزای و خنده های ما واز خود راضینیشخند

زنگ جغرافیا که زنگ خسته کننده ای بود وهیپنوتیزم

زنگای استراحت که با بروبچ باهم پشت مدرسه ناهارمیخوردیم و همون جا ادای معلمارو درمی اوردیم وخندهنیشخند

.....................

خعلی تنگ شده.ای کاش که زودتر بیان .دل شکسته

پ.ن:هنوز هستم وبلاگمو حذف نمیکنم و فقط ماهی یه بار میام نتفرشتهاول ماه هم پستای جدیدمو میذارمچشمک

پ.ن:من نیستم ولی وبلاگم که هست بیاید بهش سربزنین کامنتم یادتون نرهعصبانی

نوشته شده در ۱۳٩٠/٧/۱ساعت ٩:٠٩ ‎ب.ظ توسط فائزه نظرات () |


كد ماوس